انجدان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
اَنْجِدان، از روستاهاي قديم اراک و مركز تجديد حيات فرهنگى - تبليغى و جايگاه امامان اسماعيلى نزاري پس از سقوط الموت. انجدان معرب واژة انگدان، و نام گياهى است كه مادة انگرود يا آنغوزه را از آن مىگيرند. اين گياه در اطراف روستاي انجدان به فراوانى مىرويد و بدين سبب، اين روستا را بدين نام خواندهاند ( برهان قاطع، 1/166؛ فرهنگ رشيدي، 166؛ دهگان، 12). نام انجدان در منابع قديمى به صورتهاي انكوان و انكدان نيز آمده است (شرف الدين، 500؛ ميرخواند، 4/594؛ يزدي، 31). چنانكه از منابع برمىآيد، استفاده از واژة انجدان پس از اقامت امامان اسماعيلى در اين محل رواج يافت (دهگان، همانجا). انجدان از روستاهاي دهستان مشكآباد بخش مركزي شهرستان اراك در استان مرکزی است. اين روستا در منطقهاي كوهستانى قرار دارد كه كوه چشمه و كوه برف شاه در اطراف آن است و غارهاي كوچك و بزرگ فراوانى در نزديكى آن وجود دارد. ارتفاع انجدان از سطح دريا 2 هزار متر است. اين روستا در 64 كيلومتري شمال خمین، 37 كيلومتري شرق اراک و با همين فاصله از غرب محلات قرار گرفته است. طبق آمار 1365ش، جمعيت انجدان 925 نفر بوده است كه كارهاي عمدة آنان كشاورزي و دامداري است. (البته هم اکنون جمعیت این روستا قطعا از این تعداد بیشتر است) محصولات آن گردو، گندم، جو، يونجه و انگور است. آب روستا از چشمه و قنات تأمين مىشود، که گفته می شود سفره آبی که چشمه انحدان در آن قرار دارد همان سفره آب معدنی محلات است و نا به نظر کارشناسان، آب این چشمه آبی بسیار سبک و گواراست. مذهب ساكنان انجدان شيعة اثنا عشري (شيعه دوازدهامامي) است ( فرهنگ آباديها...، 14؛ فرهنگ جغرافيايى...، 25؛ دهگان، 132- 138؛ دفتري، .(459 از پيشينة كهن انجدان تا سدة 8ق/14م آگاهى دقيقی، - بجز سنگ قبرهای یافت شده و اطلاعات محلی - در دست نيست. ناحيهاي كه امروزه انجدان در آن قرار دارد، در سدههاي نخستين اسلامى - احتمالا - جزو كورة دوراخور قم بوده است، اما در هيچيك از منابعى كه از دوراخور نام بردهاند، به انجدان يا نامى مشابه آن اشاره نشده است (قمى، 117، 141-142؛ دهگان، 2-3). از سدة 9ق/15م پس از استقرار پايگاه امامان اسماعيلى در انجدان بر اهميت اين محل افزوده شد و پيروان اين مذهب از نقاط دور و نزديك براي زيارت امامان و اعطاي نذوراتشان به انجدان مىآمدند. پس از سقوط قلعة الموت توسط هلاكوخان (654ق/1256م) گروهى از اسماعيليان در آذربايجان ساكن شدند و پايگاه امام نزاري به آذربايجان منتقل شد. پس از تقسيم نزاريان به دو شعبة محمدشاهى و قاسم شاهى، قاسم شاهيان تصميم به تغيير محل سكناي امامشان از آذربايجان گرفتند، زيرا پايگاه آنان در آذربايجان كه تحت فرمان حاكمان سنى مذهب قرار داشت،ايمن نبود.در هنگام امامت مستنصربالله دوم (868 - 885ق/1464-1480م)، مشهور به شاه قلندر، سى و دومين رهبر نزاري، پايگاه امامان به انجدان انتقال يافت. انجدان بعد از جست و جو و بررسى براي اقامت امامان نزاري انتخاب شد، زيرا داراي شرايط ويژهاي بود و به دو شهر كاشان و قم كه دارالمؤمنين خوانده مىشد و بهطور سنتى از مراكز قدرت شيعيان به شمار مىرفت، نزديك بود. اسماعيليان در انجدان دوباره نيرو گرفتند و سازمان جديدي ايجاد كردند؛ فرستادن داعيان نيز براي تبليغ به نقاط مختلف آغاز گرديد. در اين دوره امامان نزاري انجدان ديدگاههاي خود را تحت پوشش فرقههاي صوفيه بيان مىكردند. احياي انجدان، نوزايى دوبارة انديشه و فعاليتهاي تبليغى اسماعيليان بود (دفتري، 469 -467 ؛ خراسانى، 139- 140؛ ايوانف، .(49 در دورة حكومت صفویه در ايران سياست مذهبى برپاية مرشد و مريد قرار داشت و رهبري مذهبى غير از پادشاه صفوي مورد پذيرش نبود، بنابر اين، نزاريان به سبب شناخته شدن شخصيت حقيقى امامان نزاري و فعاليتآشكارشان تحت فشار و آزار قرار گرفتند. در 981ق/ 1573م اميرخان موسي لو حاكم همدان به دستور شاه طهماسب به کاشان و انجدان هجوم برد و اسماعيليان را قتل عام، و مرادميرزا رهبر آنان را دستگير كرد (قاضى احمد، 1/582 -584). صادق كيا (ص 36-37) به نقل از تاريخ الفى به اقامت گروهى از نقطويان در نواحى كاشان و انجدان اشاره مىكند كه همزمان با سركوب اسماعيليان در دورة شاه طهماسب بود. نقطويان انجدان نيز سركوب شدند. احتمالاً بين اين دو فرقه همكاري وجود داشت و گروهى از نقطويان در انجدان، يا نواحى اطراف آن زندگى مىكردند. در دورة شاه عباس (998- 1038ق/1590- 1629م)، اسماعيليان نزاري بار ديگر طريق تقيه پيش گرفتند و روابط حسنهاي بين امامان نزاري انجدان و شاه عباس برقرار گرديد و خليلالله سى و نهمين امام نزاري با يكى از خواهران شاه عباس ازدواج كرد و در فرمانى امامان انجدان از پرداخت ماليات معاف شدند. در زمان امامت شاه نزار، چهلمين امام نزاري پايگاه امامان به روستاي كهك محلات در 35 كيلومتري انجدان انتقال يافت (دفتري، 498 ,474 ؛ دهگان، 38). در دورة اشرف افغان (ه م) انجدان محل برخورد سپاهيان اشرف و عثمانيها بود و بعد از شكست سپاهيان عثمانى، به دستور اشرف انجدان ويران شد و قلعة نورآباد كه در هنگام اقامت امامان نزاري در انجدان ارگ آنان بود، با خاك يكسان گرديد و گروه كثيري از ساكنانش كشته، يا اسير شدند. در دورههاي بعد انجدان اعتبار گذشته را نداشت، چنانكه به قولی در دورة قاجار تنها به عنوان شكارگاهى مناسب مورد توجه بود (حزين، 63؛ فووريه، 365-366). انجدان و نواحى اطراف آن در مدت اقامت امامان نزاري در سدههاي 9-11ق/15-17م از مراكز انديشة غير وابسته به حكومت مركزي بود و نخستين رسالههاي اسماعيليان نزاري پس از سقوط الموت در انجدان نگاشته شد. ملاصدرا حكيم برجستة دورة صفوي مدتى از زندگيش را در انزوا در كهك قم كه در نزديكى انجدان قرار داشت، گذراند و به نوشتة دهگان با امام نزاري در ارتباط بود (همانجا). انجدان خاستگاه نويسندگان و اديبان برجستة پس از سدة 9ق/15م در ايرانبود كه از آنجملهاند: ملا داعى انجدانىو برادرش ملك طيفور، شاه طاهر دكنى و ميرزا ابوتراب بيك فرقتى (واله، 479؛ آذر، 239- 240؛ فخرالزمانى، 413 به بعد؛ دفتري، .(437 امامان اسماعيليه در دورة اقامتشان در انجدان آثار و بناهايى ايجاد كردند كه امروزه اكثر آنها ويران شده است، از جمله قلعة نورآباد، قلعة اميرخان، قلعة وزير و كاروانسراي شاه عباسى. در انجدان دو مقبره وجود دارد كه مزار شماري از امامان نزاري و خانوادههايشان بود. انجدان نسبت به جمعيت اندكش داراي مساجد و حسينيههاي بسياري است كه طبق نوشتة دهگان به 17 يا 18 باب مىرسد و اين نشان از اهميت مذهبى و فرهنگى انجدان در گذشته دارد؛ از جمله مسجد سرچشمه كه مشهور به مسجد شاه خليلالله بود و مسجد جامع كه توسط شاه خليلالله تعمير شد و تاريخ بناي آن را به سدههاي نخستين اسلام نسبت مىدهند (دهگان، 28- 29، 31، 106-110؛ ايوانف، 56 -53 ؛ دفتري، 460 -459 ؛ قطب، 145). بنا به اقوال گوناگون این روستا در حمله مغولها به ایران به شدت آسیب دید و مردم برای فرار از گزند مغولها در زیر روستا نقب حفر نموده و در زیر زمین مشغول به زندگی شدند. لازم به ذکر است که قدمت این روستا بیش از هزار سال تخمین زده می شود. سنگ قبری نیز در یکی از قبرستان های این روستا بدست آمده که متعلق به نوه سلمان فارسی می باشد. در این سنگ اشاره به انجدان اصفهان شده؛ با توجه به اینکه شهر اراک قدمتی دویست ساله دارد و در گذشته این منطقه زیر نظر اصفهان اداره می شده و در منطقه روستای دیگری به این نام وجود ندارد این احتمال وجود دارد که سلمان فارسی زاده این روستا بوده و از اهالی این روستا به شمار آید. این شنگ قبر هم اکنون در موزه حمام چهار فصل اراک نگاه داری می شود. با در نظر گرفتن این فرش، احتمالا قدمت این روستا به قبل از اسلام نیز می رسد. مآخذ: آذربيگدلى، لطفعلى، آتشكده، به كوشش جعفر شهيدي، تهران، 1337ش؛ برهان قاطع، محمدحسين بن خلف تبريزي، به كوشش محمد معين، تهران، 1357ش؛ حزين، محمدعلى، تاريخ، اصفهان، 1332ش؛ خراسانى فدايى، محمد، تاريخ اسماعيليه، به كوشش ا. سيميونوف، تهران، 1362ش؛ دهگان، ابراهيم، كارنامه يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك، اراك، 1345ش؛ شرف الدين على يزدي، ظفرنامه، به كوشش عصامالدين ارونبايوف، تاشكند، 1972م؛ فخرالزمانى، عبدالنبى، تذكرة ميخانه، به كوشش احمد گلچين معانى، تهران، 1363ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور (سرشماري 1365ش)، شهرستان آشتيان، تهران، 1367ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، 1369ش، ج 59؛ فرهنگرشيدي، عبدالرشيد بن عبدالغفور تتوي، بهكوشش م. عباسى، تهران،1337ش؛ فووريه، ژان باتيست، سه سال در دربار ايران، ترجمة عباس اقبال آشتيانى، تهران، دنياي كتاب؛ قطب، على، «مختصري از جغرافياي تاريخى اراك»، مجلة آثار ملى، تهران، 1355ش، شم 3-4؛ قاضى احمد قمى، خلاصة التواريخ، به كوشش احسان اشراقى، تهران، 1359ش؛ قمى، حسن، تاريخ قم، ترجمة حسن بن على قمى، به كوشش جلالالدين طهرانى، تهران، 1361ش؛ كيا، صادق، «نقطويان يا پسيخانيان»، ضميمة ايران كوده، تهران، 1331ش، شم 13؛ ميرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، 1339ش؛ واله اصفهانى، محمد يوسف، خلد برين، به كوشش هاشم محدث، تهران، 1372ش؛ يزدي، حسن، جامع التواريخ حسنى، به كوشش حسين مدرسى طباطبايى و ايرج افشار، كراچى، 1987م؛ نيز: Daftary, F., The Ism ? q / l / s: Their History and Doctrines, Cambridge, 1992; Ivanow, W., X Tombs of Some Persian Ismaili Imams n , Journal of the Bombay Branch of the Royal Asiatic Society, London, 1938, vol. XIII.