ادبیات ترکیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

نزد ترکان شعر همچون نزد ایرانیان و اعراب فطری نیست، لذا ترکان جمع کردن بهترین آنچه در ادب ایندو قوم وجود داشته برای ادبیات خودشان اقدامی لازم می‌دانستند وضع ترکها در مورد اخذ موضوعات و مضامین ادبی از ایران و عرب مثل یونان و روم است. لهجه‌های زبان ترکی از ابتدا متعدد بوده‌است. ترک شرق دارای دو لهجة جغتائی و آذری است و ترک مغرب لهجه عثمانی (ترکی اسلامبولی، است) و در مشرق ادبیات ترکی اسلامبولی تا حدی مورد توجه و اعتنای ترکان مغولی هند است. همچنانکه در ترکستان نیز این زبان ترکی مورد توجه‌است. همچنین آنچه به لهجه جغتائی و آذری نوشته می‌شود نزد ترکان مغرب خوانده می‌شود.

در قرن شانزدهم املی بابر (ظهیرالدین محمد) مؤسس سلسله مغول در هند کتاب بابرنامه را که از بهترین کتب نثر ترکی جغتائی است تألیف نمود. آنگاه دیوانش را منظوم کرد و مجموعه مثنوی‌های خود را به زبان ترکی جغتائی به وجود آورد. در این قرن اشعار فراوانی به لهجه آذری سروده شد و در تصوف اثر عظیمی در ادبیات پدید آمد و طریقه یسویه شیخ احمد یسوی در شرق و غرب رواج یافت و دیوانش (دیوان حکمت) که تقریباَ در هر خانه‌ای خوانده می‌شود زیرا اسلوب و سبکی روان دارد همچنین مولانا جلال‌الدین رومی مثنوی را که یک اثر بزرگ ادبیات عرفانی است در ۶ دفتر به زبان فارسی تصنیف کرد علاوه بر آن دیوان کبیر شمس تبریزی اثر این شاعر عارف را می‌توان ذکر نمود.

در طریقه مولوی شعرا و موسیقیدانان برجسته‌ای ظهور کردند و این طریقه از شعر، موسیقی و سماع جانبداری می‌کرد همچنین طریقه تصوف یکتا شبیه منسوب به سید محمد ابراهیم آتا مشهور به حاج بکتاش (ق سیزدهم میلادی) از خراسان برخاست و خانقاهی در بیرآوری در شهر سولیجه (کارا اویوک) بر پا کرد. بکتاشه مخلوطی از اعتقادات قلندریه و یسویه و حیدری است، باطنی و شیعه اثناعشری هستند طریقه بکتاشیه تا سال ۱۸۲۶ باقی بود. همچنین طرفداران طریقه مولویه اشعار مولوی، عطار، سنائی، حافظ و سعدی و غیر آن از شعرای متصوف فارسی را با ترنم می‌خواندند یکباره اشعار (قایغوسز سلطان) معروف به عبداله مغاوی را ترنم می‌کردند.

یونس امره واحمد فقیه وغیره از بزرگان طریقه بکتاشیه بودند.

[ویرایش] مراحل

ادبیات ترکی به چهار مرحله تقسیم می‌شود: مرحله اول مرحله ای که هم اکنون به ادبیات عاشیقی یا اشیقی معروف است ، دوم مرحله تأثیر پذیری از ادبیات اروپائی مخصوصاً فرانسه و مرحله سوم عصر جدید یعنی مرحله قومیت ترکی.

ازمرحله اول ادبیات ترکی یادگارهایی که به ما رسیده است: 1)ده هزار شعربایاتی،بایاتی شعری چهارمصرعی است که دربین مردم هنوزهم به مناسبت یا بدون ان ترنم می شودوموضوعاتی همچون عشق ،بی وفایی،هجر،توصیف طبیعت وغیره راشامل می شود. نمونه ای ازبایاتی: عزیزیم ،مرنده گل عزیرمن به((مرند))بیا خویا گل مرنده گل ((خوی))بیا((مرند))بیا بیرگلدین نه خوش گوردون یک بارآمدی ومرابه حال بیمار دیدی بیر ده من اولنده گل باردیگروقتی مردم بیا باردیگرزمان احتضارم برس

ونمونه ای از یک لالایی: لای لای دئدیم سنه من کولگده سن گونده من ایلده قوربان بیراولسا سنه قوربان گونده من

2) ((قوشما))ها ودیگرقالب های شعرآشیقی که هنوزهم رایج هستند 3)ازاین دوران کتاب ارزشمند((کتاب دده قورقود))به یادگارمانده است.گفتنی است این کتاب شاهکاری درزمینه ادبیات به شمارمی رود.این کتاب ازنظراسطوره شناسی بسیارغنی بوده وهنوزهم جای کاربسیاری دارد.ازاین کتاب چندین ترجمه طی سال های گذشته به زبان فارسی منتشرشده است. یک دولت و حکومت ترکی و دور این محور ادبیات تکی می‌چرخید و سخت متأثر از ادبیات فارسی بود و از مکاتی و مدارس ادبی اسلامی ادبای ترک فارغ‌التحصیل می‌شدند.

در قرن چهاردهم نسیمی (عمادالدین) شاعر مشهور منسوب به فرقه باطنی (برای حروف قرآن معانی خاص قائل و بحروفیه معروف بودند) تا جائیکه وی را متسهم به ندقه کردند.

در قرن پانزدهم نامهایی از جمله: شیخی، احمد پاشا، نجاتی می‌درخشید و گروهی از علما که توجه فراوانی هب فقه‌اللغه و اصطلاحات می‌کردند و آثار فارسی را به ترکی برمی‌گردانیدند و بر ان شروحی می‌نوشتند همچنین ذکر اسامی سروری، سود، این کمال ضروری است.

در قرن شانزدهم ادبیات ترکی به اوج کمال رسید. و سلیمان قانونی، سلطان عثمانی مردی شاعر بود و عده‌ای از ادبا به دورش جمع می‌شدند از سلمان قانونی دیوانی به جا مانده که در آن تخلص محبی کرده بود.

بزرگ‌ترین شاعران این قرن ترکی باقی و فضولی بودند و در این روزگار دیگر ادبیات ترکی جنبه تقلید ودنباله روی از زبان و ادبیات فارسی نداشت و اشتباه استکه اگر اشعار این دوره را ابتکاری ندانیم و کسانیکه در معانی ادبی ترکی دقت لازم معمول دارند بخوبی متوجه می‌شوند که ادبیات این زمان ترکی دارای خیال و فکر تازه‌است ودر آنها از فتوحات نظامی و اصلاحات داخلی دولت ترکیه عثمانی مطالب فراوانی به چشم می‌خورد.

در قرن هفدهم سبک و شیوه ادبیات فارسی در نفعی متجلی است اما غزلیات و هجویاتش خوبی و جمال کافی ندارد. همچنین شیخ الاسلام (یحیی افندی)که در غزل تفوق داشت. در این قرن نویسندگان مبرز و برجسته‌ای ظهور کردند- ادبیات ترک در دوران امپراتوری عثمانی رونقی فراوان یافت حتی سلاطین عثمانی نیز شعر می‌سرودند از جمله سلطان سلیم دیوانی از اشعار خویش به جا گذاشت تقریباً هر که در ترکیه عهد امپراتوری عثمانی سوادی داشت شعر می‌سرود، در طی ۶ قرن حکومت امپراتوری عثمانی ۲۲۰۰ تن شاعر نام آور ظهور کرد که در بین آنان نام ۱۲سلطان، عده زیادی شاهزاده ذکر شده‌است. این شاعران بیشتر از مضامین اشعار فارسی و عربی سود می‌جستنتد و در ستایش خداوند وسلطان زمان و زنان شعرهای فراوان فراهم ساختند.

در قرن چهاردهم احمدی سیواس از شاعران نام آور ترک زبان بود که در سال ۱۴۱۳ درگذشت از سبک نظامی گنجوی و اسکندرنامه وی الهام گرفت و در آن از غلبه اسکند بر ایران، تاریخ و دین و فلسفه خاورمیانه را از ابتدا تا دوران سلطنت با یزید اول به تفصیل شرح داده و به رشته نظم درآورده‌است. اولین کسی بود که در تاریخ ترک را نظم کرد احمد پاشا یکی دیگر از شاعران بزرگ زبان ترک بود که خیلی مورد توجه سلطان محمد دوم قرار داشت تا جائیکه این شاعر را به وزارت خویش برگزید اما چون احمد پاشا دل به غلام بچه‌ای از ملتزمان شاه بست سلطان بر وی خشم گرفت و او را به شهری تبعید کرد، تا اینکه در سال ۱۴۹۶ درگذشت.

نجاتی از شاعران بزرگی بود ه به ترکی اشعاری بسیار جالب می‌سرود و از مداحان خاص سلطان محمد دوم و سلطان با یزید دوم بود و در سرودن غزل به ترکی مهارتی بسیار داشت و اشعارش از آثار پر اوج ادبیات ترک محسوب می‌گردد وفات نجاتی در سال ۱۵۰۸ رخ داد.

بزرگ‌ترین غزالسرای ترک دربار عثمانی محود عبدالباقی بود، وی نخست به کار زین سازی اشتغال داشت اما ناگهان از این حرفه دست کشید و به شاعری و مدیحه‌سرائی پرداخت و از انعامات سلطان سلیمان بهره فراوان یافت و در مرثیه‌ای که برای سلطان سلیمان سرود هیجان و التهاب بسیار دیده می‌شود.

از جمله نرجسی را می‌توان ذکر کرد. کتب متعدد غیر مشهوری در آن زمان پدید آمد اما اکنون آنها دارای اهمیت است از قبیل: کتاب سیاحت نامه اولیا چلبی و در این قرن «ساز شاعر لری» که به تعداد فراوان در میان فرقه‌های تصوف و سپاهیان وجود داشتند که آنها را در فرقه مولویه، بکتاشیه و قزلباش و سپس انکشاریه بودند.

در قرن هجدهم شعرائی همچوین خواجه راغب پاشا، شیخ غالب و ندیم ظهور کردند و این عصر در تاریخ ترکی به عصر خزامی معروف است. با اینکه در این دوره فتور و سستی در کار دولت پدید آمده بود و سلطان عثمانی از علما و هنرمندان حمایت می‌کرد و وزیرش نیز در کمک به این امر مهم مقدم بود و بر اثر حمایت این وزیر و توجه و عنایت سلطان به کارهای علمی و هنری و ادبی پرداخت و یک مجمع ادبی پیشرفته نیز در اسلامبول پدید آمد. شیخ غالب در کتابش حسن و عشق مطالب جالب ادبی آورده وی آخرین شاعر دوره نخستین و مرحلة اول ادبیات ترکی به شمار می‌رود.

در نیمه اول قرن نوزدهم ادبیات کلاسیک همه قوت و اصالتش را از دست داد و شعر عاجز از ابداع چیز تازه‌ای ضمن پایبندی به اصول و قواعد شد و حیات شعر ترکی به کلی آکنده از تکرار افکار به‌وسیله تعابیر محدود گشت وضع به همین منوال بود تا اینکه ادیبان بزرگی همچون: شناسی، ضیا پاشا، عبدالحق حامد، نامق کمال ظهور کردند، و عصر جدیدی در ادبیات ترکی گشودند و آن دوره مرحله دوم ادبیات ترکی است.

این مرحله با ضابطه و دستور تنظیماتی که در سال ۱۸۳۹ را روزگار سلطان عبدالمجید صادر شد و احکام و شریعت اسلامی جای خود را به مبادی جدید انقلاب کبیر فرانسه داد همانطور که این انقلاب سراسر اروپا را فرا گرفت. ادبیاتی که در این دوره آمد از افکار غربی مخصوصاً ادبیات فرانسه سخت متأثر بود لیکن عده‌ای در اخذ شیوه‌های ادبی غربی راه غلو و مبالغه پیمودند. و از شرق بریدند و دور گشتند در نتیجه ادبیات ترکی اصالت خود را از دست داد واز جرگه ادبی اسلامی و فارسی خارج شد.

در نیمه قرن نوزدهم دائره نفوذ و وسعت ادبیات ترکی از خوارزم تا اندلس بود و در این مناطق مسلمانانی می‌زیستند که کم و بیش زیر نفوذ دولت عثمانی بودند.

ادبیات ثروت فنون، محمد عاکف (شاعر اسلامی) ارزش و اهمیت فکر اسلامی را در ادبیات ترکی تا حد زیادی آشکار کرد.

در این اواخر ادبیات ملی ترکیه به وجود آمد و ادیبان جدید در تبلیغ و بحث قومی و ملی ترکی پرداختند و از شیوه‌های قدیمی یعنی پیروی از ادبیات اسلامی، فارسی و اروپائی تا حد زیادی دست کشیدند و به مرحله سوم ادبیات گام نهادند.

ضیا کوک الب از شعراء و نویسندگان، عمر سیف‌الدین، خالد ادیب درین عصر ظهور کردند و آراء شاعر اشتراکی ناظم حکمت منتشر گشت و انتشار آنها به مقیاس وسیعی صورت گرفت و خط عربی متروک و خط لاتین به جای آن از سال ۱۹۲۸ معمول شد.

[ویرایش] نجاتی جومالی Necati Cumali

شاعر، نمایشنامه نویس، داستان پرداز ترک در سال ۱۹۲۱ به دنیا آمد، تحصیلا ابتدائی و متوسطه را در ازمیر و رشته حقوق را در داشنگاه آنکارا به پایان رسانید، نخست بکار وکالت دادگستری پرداخت، مدتی وابسته مطبوعاتی ترکیه در پاریس بود و از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۴ با رادیو استانبول همکاری کرد و اکنون به کار شاعری و نویسندگی پرداخته و دل و جان به ادب سپرده‌است، در بیان عشق به زندگی و بحث در باب عشق به طور کلی ظرافت خاص در اشعارش نشان داده‌است.

نجاتی جومالی بیشتر از لحاظ شعر شعرت دارد و با اینحال داستان‌ها، کتابها و نمایشنامه‌هایش در سراسر ترکیه حتی خارج از کشورش طرفدار و خواننده دارد.

مجموعه‌های متعددی از اشعارش تاکنون انتشار یافته و آخرین اثرش مجموعه شعری است به نام خوشه‌ها آبستنند در سال ۱۹۷۰ انتشار یافته‌است.

مجموعه دریای بارانی این شاعر در سال ۱۹۶۸ جایزه شعر انجمن زبان ترک را ربود. مجموعه‌ای از اشعار آپولینر را به زبان ترکی ترجمه کرد.

[ویرایش] منبع

دانشنامهٔ رشد .