بحث:تصوف
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
در ابتدا بايد گفت كه واژه ي صوفي گري واژه ي صحيحي نيست علاوه بر اينكه تركيب عربي و فارسي نادرستي است و سابقه اي در ادبيات هم ندارد، اين واژه در قرون جديد توسط كساني كه با تصوف دشمني داشته امثال كسروي و بعضي از متشرعين ساخته شده است تا از آن مفهومي جديد بسازند و عقيده ي غير منصفانه ي خود را در آن باره منتشر كنند. براي صوفي واژه هاي ديگري نيز معادل وجود دارد نظير: درويش، فقير و در مرحله اي كه صوفي به مقامات بالايي مي رسد به آن عارف مي گويند. و بنابراين بزرگان تصوف را عرفا مي گويند. و اين لغت مخصوص صوفيه و دراويش بوده است. اما اخيرا و در اين سده ها بسياري از اهل شريعت كه هيچ بستگي هم به عرفا نداشته اند از خوش بيني كه نسبت به عرفان وجود داشته استفاده كرده و خود را و نزديكان خود را عارف دانسته اند. کاربر:علی نوری
- واژه صوفیگری از نظر ساختار درست است و چسباندن پسوندها و پیشوندهای فارسی به احزای غیرفارسی ایرادی ندارد. منتها، این واژه مناسب عنوان اصلی نیست. سابقه کاربردهای هر واژه برای آن یک بار معنایی بوجود میآورد و واژههایی مانند صوفیگری، شیعهگری و بابیگری از آنجا که با نوشتههای کسروی رواج پیدا کردند، لحن بیطرفانه ندارند. در دانشنامه، لحن بیطرفانه مقدم بر فارسیسازی است. محمود 16:56, ۲۲ فوریه ۲۰۰۶ (UTC)
این صفحه از سایت ایران امروز است و خود آن مطلب از سایت irantarikh از این رو به نظر مشکل حق تکثیر دارد.۰۶:۲۹, ۱۶ ژوئن ۲۰۰۶ (UTC)
فهرست مندرجات |
[ویرایش] اسلام ترکی
در قرن پنجم هجري خزشهاي بزرگ اقوام ترك به سوي ايران آغاز گرديد و امپراطوري تركان سلجوقي تشكيل شد كه دامنههايش از يكسو تا دمشق و از سوي ديگر تا اواسط آسياي صغير امتداد داشت. اين خزش با يورش مغولان به اوج رسيد، و چنانكه ميدانيم مغولها ايران و عراق را تسخير كردند و سلطهشان بر ايران قرنها استمرار داشت. تركها مجموعهئي از سنتهاي ديني كهن را با خودشان ميكشيدند كه اساسش بر نياپرستي و توتمپرستي نهاده شده بود. اينها وقتي مسلمان شدند سنتهاي ديني خودشان را به عنوان بخشي از اسلام وارد جامعه كردند، و اسلام پنجمي را در ايران و عراق و آسياي صغير ساختند كه سنتهاي كهن دينيشان را بازتاب ميداد. اينها البته توتمهاي سابق قبيلهئي خودشان را رها كردند، ولي رهبران مسلمان مورد قبولشان را به جاي اين توتمها نهادند و آنها را داراي قدرت خارقالعاده براي تصرف در امور كائنات پنداشتند. اين بود كه ديني كه اينها از قرن ششم به بعد شكل دادند بصورت پیرپرستی نمود يافت، و آنچه «تصوف» ناميده ميشد را با پيرايههاي نويني عرضه داشت كه اساسش بر تقدس پير طريقت و ولايت مطلقهء او، و تقدس خانقاه و خانقاهداران بود.[نیاز به ذکر منبع]
در مورد بحث بايد بگم كه بسياري از بزرگترين عرفاي ما قبل از مفول بودند همچون ابراهيم ادهم و بايزيد بسطامي ، ابوالحسن خرقاني ، جنيد و ... در واقع شالوده ي عرفان و تصوف اسلامي در واقع از همان اوايل با حسن بصري و رابعه عدويه شروع شد البته به دلايلي تا كمي تغير مسير داد اين نيز قابل ذكر است كه حتي تعدادي از عرفاي بزرگ ما به دست مغول ها نيز كشته شدند همچون عطار و نجم كبري در مورد هجوم ترك ها هم شايد باعث تغيراتي در عرفان اسلامي شده ولي به وجود اوردنده ي ان نيست
[ویرایش] article proposed for translation from en
[ویرایش] ترجمه از ویکیپدیای انگلیسی
این مقاله بهزودی از ویکیپدیای انگلیسی ترجمه خواهد شد. این الگو بر تمام مقالههای پروژهٔ ترجمه از ویکی انگلیسی اعمال خواهد شد و ما با ویکیپدیای فارسی پیرامون این موضوع در تماسیم. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
اگر این صفحهای که قرار بر ترجمهٔ آن است همینک در ویکی فارسی موجود بوده لیکن بسیار کوتاهتر از متن ترجمهشوندهاست، متن ترجمهشده در صفحهٔ بحث گذاشته خواهد شد تا به صلاحدید شما با متن اصلی ادغام شود.
[ویرایش] تصوف مذهب نیست
در تقسیم بندی سمت راست صفحه دیده می شود که تصوف را در کنار تشیع و تسنن جزو مذاهب اسلامی آورده اید . این تقسیم بندی غلط است و تصوف به هیچ وجه مذهب تلقی نمی شود چنانکه در تاریخ تصوف از ابتدا تا زمان حال در میان صوفیان هم از پیروان تشیع در فرق مختلف آن و هم از پیروان تسنن در فرق مختلف آن و هم از نظر کلامی با صبغه های مختلف دیده می شوند . همچنین بعضی از صوفیه تمایلات فلسفی هم داشته اند . این مساله تاریخی نشان می دهد که تصوف را نمی توان در هیچ دسته بندی از فرق اسلامی جای داد . عرفان و تصوف راه و روش معنوی اسلام بوده است که از معنویت اسلام و سیره پیامبر و ائمه نشات گرفته است . فهرست مقالات