لیوی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
لیوی از شاعران سرشناس رومی بود.
در نیمه دوم سده یکم پیش از میلاد بازار نثر همچون شعر رواج نداشت با اینحال شخصی به نام تیتوس لیویوس (59 ق.م) دست به کار نوشتن تاریخ از 753 پیش از میلاد تا سال 9 پیش از میلاد شد و چهل سال از عمر خویش را بر سر تألیف 142 جلد کتاب تاریخ گذارد و از این مجموعه بزرگ فقط 35 جلد به جا مانده است.
لیوی به فرمان اوگوست دنباله کار ویرژیل را گرفت و درست از همانجائی که ویرژیل دست از ادامه کار کشید شروع کرد و مورد احترام سخت امپراتور قرار گرفت.
لیوی با اینکه سخت دلباخته سخنرانی و بازگویی بود ولی بواسطه جلوگیری حکومت از سخنرانی و جلوگیری از آزادی بیان، ناچار تن به تاریخ نویسی داد.
لیوی با شدت به کردارهای غیراخلاقی و تجمل پرستی در آغاز کتاب تاریخی خود حمله و شروع مطلب میکند و میگوید برای اینکه فساد زمان خود را فراموش کند خود را در زندگی گذشتگان و تاریخ روم سرگرم کرد. میخواست از راه تاریخ نویسی صفات خوب اخلاقی، استحکام زندگی خانوادگی، احترام کودکان نسبت به پدران و مادران رابطه خوب مردم با خدایان را تشویق کند و یکنوع زندگی معصومانه برای رومیان زمان خویش نوید دهد.
لیوی با اینکه پابند خرد بود ولی خرافههای فراوان و پیشگوئیها و تحمیل اراده خدایان در همه جای کتابهایش دیده میشود و به جز ذکر رویدادها و بازگویی گفتههای دیگران کار مهمی در تاریخ نویسی نکرده فقط توالی و ترتیب تاریخی و بیان مطالب اخلاقی را به جا و بیجا دنبال کرده است.
در تاریخ لیوی گاه خطابههای آتشین اما ساختگی وجود دارد که بعدها سرمشقی برای شاگردان مدارس شد لطف کلام لیوی در صحیح بودن مطالب تاریخی آن نبود بلکه عطوفت و روانی نثر و شیوائی گفتار او بود که حتی مغلوبان را نیز بخواندن کتابهایش میکشانید. وی را باید داستانسرائی تاریخ نویس و قصه گو دانست تا مورخی بینظر و بیطرف یا آزاد.
با اینکه حکومت روم شاعران و نویسندگانی بزرگ چون ویرژیل، هوراس، لیوی را از کارگزران تبلیغاتی خویش ساخته و فرمانروایی مستبد روم یعنی اوگوست هر نوع جنبش فکری و آزادیخواهی را سرکوب و محکوم کرده بود و شاعر و نویسندهای نبود که بتواند اثری بزرگ خلق کند مگر اینکه او را به خدمت حکومت در نیاورده باشند وی در عین حال مردی چون آلبیوس تیبولوس Albius Tibullus (54-19) تن به این خوش خدمتی نداد و به سرودن اشعار عاشقانه پرداخت و دم غنیمت است را ستود.
سکستو پروپرسیوس Sextus Properisus (49-15) شاعری عشرت طلب بود و در سرودن اشعار پر ترصیع و مبالغه گوئی درباره ولی نعمت خود مسناس و اوکتاو کوشش بسیار میکرد. با این حال در شعری نغز به معشوقهاش چنین نوشت: «چرا باید پسرانی بخاطر پیروزی بر پارتها بپرورانم؟ هیچ فرزندی که از ما باشد، سرباز نخواهد شد.»
پوبلیوس اویدوس ناسو Publius Ovidius Naso (43- ق-م) در شهر سولمو بدنیا آمد، پدرش او را برای تحصیل حقوق به رم فرستاد اما خبر یافت که پسرش شاعر شده است پدر او را سخت نکوهش کرد و از فرجام شومی که هومر داشت ترسانید ولی پسر شیفته ادبیات بود و تن به کار قضائی نداد و اندرز پدر را نشنید.
سفری به آتن و خاور نزدیک و سیسیل کرد چون به رم بازگشت به محافل مردم عشرت طلب راه یافت و از آنجا که از ثروت و بذلهگوئی و سواد بهره داشت به هر جا که راه مییافت اشعارش بی هیچ اشکالی ناشران متعددی داوطلب داشت. مثنویهائیکه درباره کورینا تحت عنوان عشقها سروده بود در سال 14 قبل از میلاد شهرت یافت و آنها را جوانان رومی میخواندند، در منظومهای که پس از آن منتشر کرد باز سخن از عشق میگفت و از اینکه در شکوه جنگ چامهای نسروده عذر خواست. نمایشنامهای به نام مدیا نوشت که مورد استقبال فراوان در زمان حیات نویسندهاش قرار گرفت که اکنون در دست نیست.
اشعار عاشقانه اوید بویژه آن بخش که در مورد کورینا معشوقهاش سروده خیلی بیپرده و پرتمنا و دیوانهوار است و در مجموعه اشعار این شاعر عشق بازی و فریب نقش عمده بعهده دارد و رسالاتی نیز در این زمینهها تألیف کرد از جمله هنر عشق، درمان عشق، داروهای آرایش زنان، کتاب زنان قهرمان، کتاب مسخ.
اوید در اوج بدنامی قرار گرفت و از راه انتشار اشعار و رسالات در زمینه عشقبازی شهرتی فراوان کسب کرد آثارش فراوان بفروش رسید.
کتاب مسخ شامل 15 کتاب در وزن هشت هجائی که در آن باززایی غیرزندهها، جانوران و انسان و خدایان را شرح داد. اوید همه اساطیر قدیمی یونانی و رومی را از آغاز خلقت جهان تا هنگامیکه قیصر خدائی یافت منظوم کرد. و این مجموعه اشعار تقریباً جنگ کاملی از همه مثلها و دانستنیهای اساطیری و … بود.
اوید در 51 سالگی بعد از اینکه کتاب مسخ را به پایان رسانید اوگوست امپراتور او را به شهر تومی که امروز کنستانتا نام و در کنار دریای سیاه قرار دارد تبعید کرد، اوید بالاجبار رو بدانجا نهاد و در کشتی چند بار مرگ را به چشم دید اما وقتی چشم گشود خود را در نزدیکی شهر تومی یافت و آرزو کرد کاش مرده بود، و آنجا پا نمیگذاشت نزدیک به ده سال در تبعید به سر برد و سرانجام در آنجا درگذشت اما طبق وصیت استخوانهایش برای دفن به ایتالیا آورده شد در نامههائی که برای زن سوم خود فابیا و دوستان خود میفرستاد غمهای فراوان خود را از تبعید بیان کرده بود و همه آنها از اندوه ژرف و آزردگی خاطر او حکایت میکند. از آثار اوید بوکاچیو، تاسو، چاوسر، اسپنسر سود جستند و نقاشان دوره رنسانس از اشعار شهوی وی تابلوهای گوناگون پرداختند. در عصر اوگوست گرچه ادبیات در خدمت دولت و مقاصد آن بود با اینحال یک نوع ادبیات متعهد کلاسیک بوجود آمد که بر غنای ادبیات و زبان لاتین افزود.
[ویرایش] منبع
دانشنامهٔ رشد