کارمندان دادگستری در دوره ساسانیان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
ساسانیان یکی از دودمانهای شاهنشاهی ایران بودند. کارمندان قضایی در سازمان دادرسی ساسانیان به شرح زیر بوده اند:
داذور (قاضی)
که شناخت و تشخیص درستی ادعاهای طرفین برعهده او بود. به سخن دیگر در دادگاه تنها کسی که حق رأی داشت و در مسائل کیفری و مدنی حکم میداد همین داور یا دادرس بود.
اندرزگر (مفتی)
هنگامی که داذور به مسأله یا موضوع دشوارتری برمی خورد که حکم آن را نمیدانست با بهره گیری از دانش و علم اندرزگر تاریکی و دشواری آن پرونده یا قضیه را میزدود؛ اندرزگر نقش مجتهد و مفتی دوران اسلامی را ایفاء میکرده است.
گواهان (عدول)
که بر احکام صادر شده نگاهی میانداختند و بر چگونگی و شیوه دادرسی آنان نگرش داشتند.
نگهبانان یا یارمندان
مأمور جلب کسانی بودند که پس از فراخوانی در دادگاه حضور نمییافتند، اینان پاسداران نظم جلسههای دادرسی در دادگاهها بودند و کار جلواز دوران اسلامی را برعهده داشتند. قاضی یا داذور در ردیف دستوران و مؤبدان و هیربدان بود. رئیس کل داذوران را قاضی دولت یا شهر داذور یا داذور داذوران میگفتند؛ دادگاههای هر ناحیه را یک قاضی روحانی اداره میکرد و به طور کلی مراقب بود که احکام و اعمال رؤسای غیرروحانی ناحیه نیز موافق عدل و داد باشد، هر دهستان یک مرجع قانونی پایینتری داشت که ریاست آن با دهقان یا دادور ویژهای بود که به آن دهستان میفرستاده اند، راجع به عمل و حدود اختیارات این مأمورین اطلاعی در دست نیست. در دوره ساسانیان از آنجا که دین رسمی کشور زرتشتی بود، مقام روحانیان و آزادگان (نجبا) در یک ردیف قرار داشت و در کلیه امور مردم حق دخالت داشتند و به همه چیز جنبه مذهبی میدادند و مردم برای این طبقه احترام زیادی قائل بودند، روحانیان اختلافات مردم را حل و به واخواست آنان رسیدگی میکردند و هیچ امری قانونی تلقی نمیشد مگر آنکه به تأیید و گواهی یکی از مغها (روحانیون) میرسید. روحانیون از طرف دولت حق قضاوت و ثبت وقایع چهارگانه که عبارت بودند از: زایش، درگذشت، همسرگزینی و جدایی را داشتند، قدرت آنان تنها به لحاظ داشتن این وظایف نبود، بلکه ایشان دارای املاک و اموال بیشماری بوده و بسیار مقتدر بودند. در دوره ساسانی حدود قدرت و اختیار پادشاه در امر دادگستری بسیار زیاد بوده است، به طوری که میتوانستند نسبت به امور حقوقی و کیفری، لشکری و دینی تصمیم بگیرند، ولی شخصاً کمتر به امور دادگستری میپرداختند و این کار را به عهده رایزنهای قضایی کارآزموده خود واگذار میکردند و گاهی نیز برای رسیدگی به امور مهم دادگاههای ویژه برپا میکردند. هیأت دادرسی دست کم مرکب از دو دادرس بود که یکی از آنها موضوع را بررسی کرده و به اصطلاح امروز گزارش پرونده را میداد و دیگری رأی صادر میکرد. دادوران از میان مغها (روحانیان) انتخاب میشدند زیرا تنها آنان را دارای آگاهی و دانش قضایی میدانستند، ولی گاهی از میان اعضاء خانوادههای نجبا و بزرگان انتخاب میشدند و آنها تنها میتوانستند که بین نجباء حکم دهند؛ هر بلوک یک قاضی داشت و در دهات کدخدا به امور رسیدگی میکرد. قوه قضایی لشکری به یک قاضی ویژه به نام سپاهداذور محول بود. در ایران باستان بویژه در زمان ساسانیان اراده پادشاه به تنهایی برای صدور احکام، اعم از برائت یا محکومیت کافی نبود و هیچکس حق ایراد و اعتراض بر رأی و نظر پادشاه نداشت، گفتار وی قابل نقض نبود.