سمنو
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
سَمَنو یکی از دسرهای سنتی ایرانی و ویژه سفره هفت سین نوروزی است. سمنو را از جوانه گندم و آرد درست میکنند. ماده شیرین کننده سمنو شیرهای است که از خرد کردن جوانه گندم گرفته میشود. این شیره با آرد سبوسدار جوشانده میشود.
مواد لازم برای ۴ نفر:
• گندم یک کیلو • آرد ۴ کیلو • آب به مقدار لازم
طرز تهیه :
(به نسبت یک کیلو گندم چهار کیلو آرد لازم است) گندم نقرهای شده را چرخ میکنیم و یا میکوبیم بعد مقداری آب روی آن میریزیم و خوب مخلوط کرده آن را از صافی رد مینمائیم و آنها را با دست فشار میدهیم تا عصاره گندم که شیرین است گرفته شود آرد را در یک ظرف مناسب میریزیم شیره گندم را هم روی آن ریخته بهم میزنیم تا مایه صاف و رقیق شود شیره گندم باید مقداری باشد که مایه را رقیق کند ظرف را روی حرارت ملایم قرار میدهیم مرتب آن را هم میزنیم تا جوش آمده و غلیظ گردد و ته نگیرد و رنگ آن هم قهوهای شود نکته حساس در پختن سمنو این است که از هم زدن سمنو غفلت نکنیم چون زود ته میگیرد و گلوله میشود پس از آن که سمنو غلیظ شدو غلظت آن مانند ماست معمولی در آمد و رنگ آن هم قهوهای خوش رنگ شد سمنو آمادهاست سمنو به روغن و شکر احتیاج ندارد.
در مورد آداب تهیه سمنو در قدیم آمدهاست: (به نقل از: منوچهر کلانتری زیر نظر دکتر صادق کیا استاد دانشگاه، مشاور عالی هنرهای زیبای کشور و رئیس اداره کل موزهها و فرهنگ عام)
برای پختن سمنو یک دیگ مسین و یک پاروَک، لازم است.
۱ – پاروَک- پاروی چوبی کوچکی است برای بهم زدن سمنو در دیگ بکار میرود این پارو را با دو دست میگیرند بطوریکه یک دست در بالای آن و دست دیگر در میانه دسته آن باشد.
برای پختن سمنو دیگ مسین را بر روی اجاقی که از دو دیوار ساخته شده میگذارند . این دیوارها از خشت یا آجر است که با گل پوشانیده شدهاست.
موادیکه برای پختن سمنو بکار میرود.
۱ – آب باران نیسان – برای بدست آوردن آب باران نیسان (بارانی که از دهم خرداد ماه تا آخر خرداد ماه میبارد) پس از اینکه مدتی باران آمد و گرد و خاک هوا و آلودگی آب ناودانها تمام شد ظرف پاکی را در زیر ناودان میگذارند تا آب بام در آن گرد آید اگر باران زود بند آید و ظرف پر نشود و آب باندازه کافی بدست نیاید ناچار صبر میکنند تا باران نیسان دیگری ببارد. ۲ – آرد گندم.
۳ – شیره جوانه گندم – برای بدست آوردن شیرهٔ جوانه گندم مقداری از دانههای آنرا پس از پاک کردن در کاسهای که در آن آب نیسان ریخته شده خیس میکنند و سه روز میگذارند تا خوب خیس بخورد پس از آن ، دانههای خیس خورده را در پارچه پاکیزهای میریزند و میپیچند و سه روز میگذارند در آن پارچه بماند پس از این شش روز دانههای گندم جوانه میزند آنگاه گندم جوانه زده را در سینی بزرگی میریزند و میگسترند و میگذارند تا جوانه بلند تر شود. اگر هوا خشک باشد پارچه نازکی را روی سینی میکشند و هر روز کمی از آب باران نیسان به آن میپاشند تا نم دار و جوانهها زودتر بلند شود. تا این هنگام کسی که نماز میخواند حق ندارد که باین گندمها سرکشی کند. گندمهای جوانه زده آنقدر در سینی نگاهداری میشود. تا سفیدی دنباله جوانهها پیدا شود (بگفته تهرانیها به نقره بنشیند) آنگاه آنها را از سینی بیرون میآورند و در آب نیسان میشویند و پیش از آنکه خشک بشود در هاون میکوبند و پس از چند بار کوبیدن از هاون بیرون میآورند و در پارچه پاکیزهای میریزند و میپیچند و با دست میچلانند و شیره آن را در ظرفی میگیرند . این عمل پنج بار تکرار میشود. شیره دست افشار جوانه گندم را به اندازهای که لازم میدانند با آرد گندم میآمیزند (مثلاً برای یک من آرد گندم پیرامون پنج سیر شیره لازم است) اگر شیره به اندازه کافی بدست نیاید به جای کمبود آن آب باران نیسان به کار میبرند.
نذرها، چنانکه میدانید برای خواستن آرزوها از خدا یا امامان یا امامزادگان و خویشان خاندان ائمه و برخی از آنها فقط بیک تن اختصاص دارد مثلاً شله زرد، ویژة «امام حسن» علیه السلام است و نان و خرما ویژة «حضرت رقیه» و نان و ماست ویژة «حضرت عباس» و شله قلمکار ویژة «امام زین العابدین» است سمنو نیز ویژة حضرت «فاطمه زهرا» است و شیرینی از اثر انگشت آن حضرت پنداشته میشود نه از شیرینی شیره جوانه گندم.
سمنو را برای خواستن آرزوها ی گوناگون است حضرت فاطمه میپزند مثلاً زنی بچه دار نمیشود و از آن حضرت با نذر کردن سمنو فرزندی میخواهد یا بچههای زن نمیپایند و او سمنو نذر «حضرت فاطمه» میکند تا نوزادانش نمیرند.
نذر کنندگان سمنو هنگام خواستن آرزو و نذر کردن چند سالی را معین میکنند که در صورت برآورده شدن نذرشان هر ساله سمنو بپزند . مثلاً میگویند: در صورت برآورده شدن آرزوهایم تا پنج سال یا هفت سال سالی یکبار سمنو خواهم پخت. برخی از زنها تهرانی پیش از آنکه آرزویشان برآورده شود سمنوی نذری خود را میپزند به این گمان که حضرت فاطمه در تنگنای ملاحظه و رودرواسی (رودربایستی) قرار خواهد گرفت و وادار به برآوردن درخواستشان خواهد شد. گروهی از زنهایی که با نذر کننده سمنو ، خویش یا آشنا هستند و نذر شرکت در پختن سمنو دارند برای او پیغام میفرستند و یا به او میگویند که ما نذر شرکت در پختن سمنو داریم و فلان مقدار آرد یا پسته یا بادام برای دیگ تو خواهیم آورد و خواهشمندیم که ما را به موقع خبر کنید. زن نذر دار بیدرنگ خواهش آنها را میپذیرد و برای برآورده شدن نذرشان دعا میکند. این زنها چند روز پیش از سمنو پزان، به دعوت زن نذر دار در وقت معین در خانه او گرد میآیند و از میان آنها، کسانی که نذر شرکت در پختن سمنو با آوردن آرد دارند، آرد خود را با گفتن صلوات در درون دیگ نذری میریزند.
باید یاد آور شد که لازم نیست که همه زنهائی که در پختن سمنو همکاری میکنند و یا حاضر میشوند نذر دار باشند، بلکه هر زنی برای تبرک و یاری به زن نذر دار میتواند در این کار شرکت کند.
چگونگی پختن سمنو – شب سمنو پزان ساعت هشت تا نه شب همه زنها دور دیگ نذری گرد میآیند و یکی از آنها کبریتی به دست میگیرد و با گفتن «بسم الله» اجاق را روشن میکند. در این هنگام همه حاضران دعای (زیارت نامه دوازده امام) را زیر لب میخواند. پس از آنکه دیگ گرم شد صاحب خانه که نذردار اصلی و همچنین پزنده سمنو است پاروک را با دو دست میگیرد و چند دور با آن سمنو را به هم میزند. پس از او زنهای دیگر یکایک همین کار را میکنند. وقتی که سمنو به غل غل افتاد زنهائی که نذر ریختن پسته یا بادام در دیگ سمنو دارند نذری خود را مشت مشت در آن میریزند. پختن سمنو نزدیک سحر به درازا میکشد ـ پس از آن پاروک را کنار میگذارند و سمنو را «دم» میکنند. آن را پس از شستشوی و گرفتن وضو به نماز میایستند و پیش از آنکه سرخ شود و نماز صبح بخوانند دو رکعت نماز حاجت میگزارند پس از پایان نماز حاجت نشسته میمانند و دستها را گشاده در برابر صورت خود نگاه میدارند و آرزوی خویش را بوسیله حضرت فاطمه از خداوند خواستار میشوند و شرط میکنند که اگر نیازشان برآورده شود سال دیگر در سمنو پزان دیگری دو یا چند برابر آرد یا پسته یا بادام خواهیم آورد و یا خود سمنو نذری خواهیم پخت برخی از نذرداران سمنو، عقیده دارند که پس از دم کردن دیگ، «حضرت فاطمه» هم مانند گروه زنان به محل سمنو پزان میآید و در پای دیگ نماز میگزارند و از این رو جا نماز خاصی در گوشهای از آن محل میگسترد که کسی حق نماز خواندن در آن نخواهد داشت .
پس از اینکه نماز و دعا به پایان رسید چند ساعتی میآسایند و سپس دور دیگ گرد میآیند و زن نذردار اصلی در آن را بر میدارد و به سمنوی پخته نگاه میکند که آیا جای سر انگشت یا پنجه حضرت فاطمه در آن ماندهاست یا نه و اگر ببیند بسیار شادمان خواهد شد آنگاه خود او نخستین ملاقه سمنو را در کاسهای میریزد و حاضران نیز شادی میکنند و کف میزنند و به کشیدن سمنو از دیگ و ریختن آن در کاسهها میپردازند، هر کاسهای را در سینی کوچکی میگذارند و بر آن حولهای میکشند و به خانه یکی از خویشان یا دوستان یا همسایگان میفرستند هر کسی که سمنوی نذری برای او فرستاده میشود پس از دعا بر نذردار و خالی کردن کاسه مقداری شیرینی یا قند و یا نبات در همان کاسه میگذارند و به خانه صاحبش پس میفرستد.
تنقلات و خوراکیهای ایرانی |
آجیل
· آلبالوخشکه · باقلا پخته · باقلوا · برگ هلو · برنجک · بستنی اکبرمشهدی · بلال · پشمک · تخمه · حلیم · خاکشیر یخمال · خوشاب · زغالاخته · سمبوسه · سمنو · شاهتوت · شلهزرد · شیربرنج · عدسی · فالوده · فرنی · قرهقروت · کاهوسکنجبین · کشک · کلوچه · گز · گوجهسبز · لبو · لواشک · مسقطی · نبات · نخودچی · نقل |